هزاره سوم

شاپور دوم 

شاپور دوم

شاپور دوم  مشهور به شاپور بزرگ و ملقب به شاپور ذوالاکتاف، دهمین شاهنشاه ایران و انیران از خاندان ساسان از سال ۳۰۹ تا ۳۷۹ میلادی در ایران‌شهر بود. شاپور پس از برادرش آذرنرسی بر تخت نشست. او پیش از این‌که به دنیا بیاید، پادشاه شد. او پسر هرمز دوم بود و به مدت هفتاد سال پادشاهی، طولانی‌ترین پادشاهی را در میان تمام شاهان ایران دارا می‌باشد. وی پس از قدرت گرفتن، عرب‌هایی را که به بخش‌های جنوبی شاهنشاهی ساسانی تاخت کرده بودند، تنبیه کرد و امنیت را به مرزهای جنوبی بازگرداند. پادشاهی وی پیش از خسرو انوشیروان شاهد تجدید حیات نظامی کشور و گسترش قلمرو آن بود، که آغاز نخستین دوران طلایی ساسانیان بود.

شاپور دوم 

شاپور دوم سیاست سخت مذهبی را دنبال کرد. در زمان فرمانروایی او، مجموعه اوستا، متون مقدس زرتشت تکمیل شد، بدعت‌گزاران دینی و مرتدین مجازات شدند و مسیحیان مورد آزار و اذیت قرار گرفتند. شاپور دوم، مانند شاپور یکم، با یهودیان که در آزادی نسبی زندگی می‌کردند و مزایای زیادی در دوره خود به‌دست‌آورد، دوستانه رفتار می‌کرد. در زمان مرگ شاپور، شاهنشاهی ساسانی از همیشه قوی‌تر بود و دشمنانش در شرق آرام بودند و ارمنستان تحت کنترل ساسانیان بود.

او پادشاهی مقتدر بود و در دوران پادشاهی او شاهنشاهی ساسانی یک دوره پر رونق و شکوه را تجربه کرد. او از جمله واپسین شاه ساسانی است که خودشان را از نژاد ایزدان می‌انگاشتند و سنگ‌نوشته‌ای از او در تاق‌بستان به یادگار مانده‌است.

شاپور در منابع اسلامی

علاوه بر داستان افسانه‌ای گذاشتن تاج شاهی بر شکم مادر شاپور دوم، داستان‌های دیگری هم دربارهٔ او در منابع فارسی و عربی آمده‌است. گفته‌اند که در جوانی چنان هوشمندانه رفتار می‌کرد که مایه تسلی مقامات و موبدان بود. آمده‌است شبی در تیسفون با شنیدن همهمه مردم از خواب پرید و جویای علت آن شد. به او گفتند علت آن انبوه جمعیتی است که قصد گذشتن از پل رودخانه دجله را دارند. پس فرمود پل دیگری بزنند تا یکی برای گذر از شرق به غرب و دیگری برای گذر از غرب به شرق آن

باشد. سرگذشت شاپور دوم در شاهنامه تا حدودی با زندگی شاپور یکم درآمیخته شده و عمدتاً جنگ‌های او با عرب‌ها، عشقش به مالکه و سفرش به روم را بیان می‌کند. حمله عرب‌ها به شاهنشاهی ساسانی در شاهنامه با نام طایر، ملقب به شیردل همراه است. طایر رئیس غسانی‌ها است که سرانجام شاپور دوم او را تا قلعه‌ای در یمن تعقیب کرد و برای تنبیه او و بسیاری دیگر از عرب‌ها، کتف آن‌ها را سوراخ کرد. شاپور دوم به کمک مالکه، دختر طایر، که مادرش نوشا، عمه شاپور بود، به درون قلعه راه

یافت. مالکه زیبا به پادشاه دل بسته و با فرستادن پیامی با یادآوری پیوند خونی‌اش، به شاپور می‌گوید که چنانچه پادشاه از وی خواستگاری کند، راه ورود به قلعه را به وی نشان می‌دهد. شاپور نیز شرط را می‌پذیرد و به قلعه راه می‌یابد، اما ماجرا با کشته شدن مالکه، به علت خیانت به خاندانش به پایان می‌رسد.

یکی دیگر از داستان‌های افسانه گونه دربارهٔ شاپور، ماجرای سفر او، در لباس مبدل، به امپراتوری روم، به قصد پی بردن به توان دشمن است. اما در روم او را شناسایی و دستگیر می‌کند و پوست خری به تنش می‌دوزند و به سیاه‌چال می‌اندازند. کلید سیاه‌چال در دست همسر قیصر روم است. ندیمه ملکه، که تبار ایرانی دارد، پوست را با شیر می‌خیساند و شاپور را از آن خارج می‌کند و همراه با او به ایران می‌گریزد. در همین زمان قیصر روم تیسفون را محاصره کرده و شاپور با ۶ هزار سرباز شبانه به قیصر

مست و سربازانش حمله می‌برد. قیصر اسیر می‌شود، گوش و بینی اش را می‌برند و در زندان جان می‌دهد. این دو افسانه چند شباهت دارند:

  1. شاپور خوش بروبالا است و ندیمه‌های زیبای ساکن در قلمرو دشمن اسباب فرار او را فراهم می‌آورند.
  2. ندیمه‌ها ایرانی تبارند و وفاداری آن‌ها به شاپور، وفاداری به وطنشان است.
  3. شاپور در آستانه شکست ورق را برمی‌گرداند و با هوشمندی و شجاعت دشمن را شکست می‌دهد.

حمزه اصفهانی می‌گوید نزد موبدان زرتشتی کتابی دربارهٔ تاریخ پادشاهان ایران باستان دیده که حاوی تصویری از شاپور دوم بوده‌است. در این تصویر، شاپور با پیراهن و شلوار قرمز و تبرزینی در دست، بر سریر نشسته، تاج آبی آسمان‌گون با حاشیه زرنگار که در میانه دو رده طلا قرار داشته با هلالی زرین در وسط آن بر سر دارد.

حوادث پس از مرگ هرمز دوم

پس از درگذشت هرمز دوم، پسر او آذرنرسی به عنوان جانشین برگزیده شد، اما دوره فرمانروایی او کوتاه بود و او پس از مدتی به دست اشراف و روحانیون برکنار شد. دلیل این کار، قساوت و بی‌رحمی آذرنرسی بود. آن‌ها یک برادر او را هم که لایق سلطنت نمی‌دانستند، کور کردند و برادر دیگرش را که مثل پدر، هرمز نام داشت، به زندان افکندند که چندی بعد فرار کرد و به روم پناه برد. آن‌ها نوزاد او را که شاپور دوم نام گرفت، بر تخت پادشاهی نشاندند. بنابر یک روایت سنتی، درباریان و روحانیون، تاج ساسانی را

روی زِهدان مادر وی ایفرا هرمز (به هنگام بارداری) قرار دادند. می‌توان فرض کرد که در سال‌های آغازین پادشاهی وی، درباریان و روحانیون و به ویژه مادر شاپور زمام امور را در دست داشتند و نظام امپراتوری از دید ساختاری و اداری، بدون حضور یک شاه اثرگذار، محفوظ مانده‌است. این موضوع به درباریان و روحانیون فهماند که کشور را می‌توان بدون یک شاه توانا نیز چرخاند.

با این حال به گفته علیرضا شاپور شهبازی از آنجایی که جنسیت شاپور پیش از تولد مشخص نبود، تاجگذاری او از روی شکم مادر نامحتمل است. او سپس بیان می‌کند که شاپور چهل روز پس از مرگ پدرش زاده شد و بزرگان برای دستیابی به قدرت بیشتر آذرنرسه را کشته و شاپور را شاه کردند که تا پایان دوران بلوغ او در قدرت بمانند

جنگ با اعراب

شاپور دوم 

به استناد منابع دوره ساسانی، چون شاپور دوم شانزده ساله شد (۳۲۵ م)، فتنهٔ قبایل عرب را فرونشاند و امنیت را در مرزهای شاهنشاهی برقرار کرد. در آغاز به قبیله ایادِ ساکن شواد تاخت و سپس از خلیج فارس گذشت و به الخط، ناحیهٔ ساحلی بحرین و قطر رسید. پس از آن به هجر حمله کرد که مسکن قبایل بنی تمیم، بکر بن وائل و عبدالقیس بود. از این قبایل بسیاری را کشت و برای تنبیه بیشتر آن‌ها چاه‌های آب را ویران کرد تا مانع دستیابی آن‌ها به آب شود. سپس به شرق عربستان، سوریه و شهرهای یمامه، بکر و بنی تغلب تاخت.در متن بندهش (دانشنامهٔ زرتشتی) نیز به جنگ شاپور اشاره شده‌است:

در دوران شاهی شاهپور، پسر هرمز، تازیان آمدند و اول خُرِگ‌رودبار را گرفتند و طی سال‌ها اهانت، به تازش روی آوردند، تا شاپور به پادشاهی رسید؛ آن تازیان را تارومار کرد، شهر از ایشان پس گرفت، تازیان بسیاری را نابود کرد و شانه‌هایشان را درآورد.

شاپور دوم را ذوالاکتاف (صاحب شانه‌ها) لقب دادند، زیرا کتف‌های اعراب را سوراخ کرد. ذوالاکتاف معادل «هویه سنبا» (هوبه سُنبا= شانه سوراخ‌کن) فارسی است که خود برگردان «شانگ آهَنج» فارسی میانه است. بر اثر حملات شاپور دوم، عده‌ای از اعراب به نواحی مرکزی عربستان رانده شدند و ناحیهٔ خلیج فارس در تسلط شاهنشاهی ساسانی باقی ماند. این بخش از سیاست کلی ساسانیان برای حفظ خلیج فارس بود.

شاپور بعضی از قبایل عرب را کوچاند و در قلمرو شاهنشاهی اسکان داد. قبیلهٔ تغلب در دارین (بندری در بحرین) و الخط، قبیلهٔ عبدالقیس و بنی تمیم در هجر، قبیلهٔ بکر بن وائل در کرمان و بنی حنظله در رَمیله (در نزدیکی اهواز) ساکن شدند. شاپور دوم، برای جلوگیری از یورش اعراب، سیستم دفاعی تشکیل داد که «دیوار تازیان» نام گرفت. این دیوار ظاهراً در نزدیکی شهر حیره واقع و به خندق شاپور معروف بود.

اهداف

از زمان صلح تحقیرآمیز نصیبین که میان، نرسی و دیوکلتیان در سال ۲۹۹ میلادی منعقد شد، مرزهای بین دو امپراتوری تا حد زیادی به نفع رومی‌ها تغییر کرد و رومی‌ها در این معاهده چند ایالت در میان‌رودان دریافت کردند. این تغییرات همچنین شامل تغییر

مرز از فرات به دجله در نزدیکی پایتخت ساسانی تیسفون می‌شد.رومی‌ها همچنین کنترل پادشاهی ایبریای قفقاز و ارمنستان را در اختیار گرفته و همچنین بر بخش‌های شمالی آذربادَگان تسلط پیدا کردند. بنابراین هدف اولیه شاپور جبران هزینه‌های این پیمان بود. او مدت زیادی از سلطنت خود را برای جبران کاستی‌های فرمانروایان پیشین صرف کرد. یکی دیگر از دلایل و انگیزه‌های وی برای جنگ با رومی‌ها، تلاش آن‌ها برای مداخله در امور داخلی شاهنشاهی ساسانی و ضربه زدن به پادشاهی شاپور با

حمایت از برادرش هرمز بود. پیش‌تر هرمز در دربار روم توسط کنستانتین یکم با استقبال خوبی روبرو شده بود و کنستانتین او را به عنوان فرمانده سواره‌نظام انتخاب کرده بود. شاپور تلاش‌های بی‌ثمری برای جلب رضایت برادرش انجام داد، و حتی همسر هرمز را به نزدش فرستاد اما او به هرمز یاری رساند تا از زندان فرار کند. هرمز در مدت اقامت خود با رومی‌ها به یک فیلورومائوس (دوست رومی‌ها) مشتاق تبدیل شده بود و در کنار آن‌ها احساس می‌کرد که در میهن خود ساکن است. دلیل دیگر مربوط به

کنستانتین بود که در بستر مرگ در سال ۳۳۷ میلادی، مسیحیت را به عنوان دین رسمی روم شرقی اعلام کرد. او همچنین خود را به عنوان مدافع همه مسیحیان جهان، از جمله کسانی که در قلمرو ساسانیان زندگی می‌کردند معرفی کرد، این موضوع بشدت به وضع مسیحیان درگیر با شاهنشاهی ساسانی آسیب رساند.

مبارزات اولیه و نخستین جنگ علیه رومیان

شاپور دوم 

در سال ۳۳۷ میلادی، درست پیش از مرگ کنستانتین یکم (۳۲۴–۳۳۷)، شاپور دوم، به دلیل دخالت رومی‌ها در ارمنستان بیزانس برانگیخته شد. صلح منعقد شده در سال ۲۹۷ میلادی میان نرسی (۲۹۳ میلادی تا ۳۰۲ میلادی) و دیوکلتیان (۲۸۴ میلادی تا ۳۰۵ میلادی)، که به مدت چهل سال دوام آورده بود، شکست. این آغاز دو جنگ طولانی مدت در سال‌های ۳۳۷ میلادی تا ۳۵۰ میلادی و ۳۵۸ میلادی تا ۳۶۳ میلادی شد.

پس از دفع تهاجم عرب‌ها در جنوب، شاپور به سرزمین‌های روم در میان‌رودان حمله کرده و ارمنستان را تصرف کرد. ظاهراً نُه نبرد بزرگ درگرفت که مشهورترین آن‌ها نبرد بی‌نتیجه نبرد شنگال (سنجار، عراق امروزی) بود که در آن کنستانتیوس دوم در ابتدا موفق شد و اردوگاه ایرانی‌ها را تسخیر کند، اما در شبی پس از این‌که شاپور نیروهای خود را جمع کرده حمله کرد (۳۴۴). غافلگیرانه بیرون رانده شد. بارزترین ویژگی این جنگ دفاع مداوم از قلعه رومی نصیبین در بین‌النهرین بود. شاپور شهر را سه بار محاصره کرد(در ۳۳۸، ۳۴۶، ۳۵۰ م)، و هر بار دفع شد.

اگرچه شاپور دوم در نبرد پیروز شد، اما با عدم تسخیر نصیبین نمی‌توانست پیشرفت بیشتری داشته باشد. در همان زمان سکاهای ماساگت و دیگر کوچ‌نشین‌های آسیای میانه، به مرز شرقی قلمروی ساسانی حمله کردند. شاپور برای دفع این حمله مجبور

شد جنگ با رومی‌ها را متوقف کرده و آتش‌بس شتابزده‌ای را ترتیب دهد (۳۵۰ میلادی). تقریباً در این زمان کوچ‌نشین‌های هون، به احتمال زیاد کیداری‌ها، که پادشاه آن‌ها فردی بنام گرومبات بود، به عنوان تهدیدی برای قلمرو ساسانی و امپراتوری گوپتا ظاهر شدند (۳۲۰–۵۰۰ میلادی). پس از یک مبارزه طولانی (۳۵۳ تا ۳۵۸)، کیداری‌ها مجبور به صلح شده و گرومبات موافقت کرد که سواران سبک خود را به ارتش ایران بفرستد و شاپور دوم را در جنگ مجدد علیه رومیان به ویژه در محاصره آمد در ۳۵۹ همراهی کند.

جنگ دوم علیه رومیان و حمله به ارمنستان

در سال ۳۵۸ شاپور دوم آماده دومین سری جنگ‌های خود علیه روم بود که با موفقیت بسیار بیشتری روبرو شد. در سال ۳۵۹، شاپور دوم با کمک گرومبات، شاه خیون‌ها، به جنوب ارمنستان حمله کرد، اما توسط دفاع سرسختانه سردار رومی از قلعه آمد

(دیاربکر کنونی، ترکیه) متوقف شد، قلعه آمد پس از محاصره هفتاد و سه روزه که در آن ارتش ایران متحمل خسارات زیادی شد سرانجام در سال ۳۵۹ تسلیم شد و اهالی آن به خوزستان تبعید شدند. علت غارت و تبعید مردم شهر آمِد قتل پسر شاه خیون‌ها بود. این تأخیر باعث شد شاپور عملیات خود را برای زمستان متوقف کند. در اوایل بهار سال بعد، او عملیات خود را علیه قلعه‌های رومی ادامه داد، شنگال و بزابد را دوباره با هزینه سنگینی تصرف کرد. در سال بعد کنستانتیوس دوم با شروع زمستان برای

آماده‌سازی گسترده در قسطنطنیه یک ضدحمله را آغاز کرد. شاپور، که در عین حال کمک متحدان آسیایی خود را از دست داده بود، از جنگ اجتناب کرد، اما در تمام دژهایی که تسخیر کرده بود، پادگان‌های قوی گذاشت. کنستانتیوس بزابد را محاصره کرد، اما ناتوان از تصرف آن بود و با نزدیک شدن به زمستان به انطاکیه، جایی که در آن درگذشت، عقب نشست.

جانشین کنستانتیوس، پسرعمویش، ژولیان ملقب به مرتد، مصمم شد تا انتقام شکست‌های اخیر روم در شرق را بگیرد. اگرچه شاپور تلاش کرد تا با هم یک آشتی شرافتمندانه داشته باشد، اما با توجه به توانایی‌هایی که ژولیان در جنگ‌هایش علیه ژرمن‌ها در سرزمین گل نشان داده بود، مذاکرات را لغو کرد.

در سال ۳۶۳ امپراتور ژولیان (۳۶۳–۳۳۶)، از دوری شاپور دوم از تیسفون و حضورش در مناطق شرقی برای مبارزه با خیون‌ها استفاده کرده و در رأس یک ارتش قوی متشکل از متحدانش شامل هرمز شاهزادهٔ ایرانی و برادر پادشاه ایران و آرشاک دوم پادشاه ارمنستان، به ایران حمله کرد. قوای روم و متحدین آنان به جانب تیسفون پیش رفتند و همه جا با خشونت بدوی گونه اهالی شهرها را با تمام حیواناتشان هلاک کردند. شاپور بزرگ نیز در بین‌النهرین با ترفند زمین سوخته، سپاه روم را گرفتار قحطی کرد.

ژولیان، نیروی ساسانی مدافع شهر را در نبرد تیسفون شکست داده و شهر را محاصره نمود اما به علت هرج و مرج سربازان رومی و سرگرمی آنان به چپاول، و همچنین مقاومت سرسختانه مدافعین ایرانی پایتخت ایران تسخیر نشد. ژولیان به امید پیروزی بر ایرانیان سنگ نبشته‌ای در دره اردن علیا بر جای گذاشت و احتمالاً به علت نخستین پیروزی‌اش در انطاکیه، در مارس ۳۶۳ م. خود را «نابودکننده بربرها» لقب داد. ژولیان بعد از عبور از فرات، کشتی‌های جنگی خود را نابود کرده بود تا سربازانش خیال

عقب‌نشینی در سر نپرورند. او نمی‌خواست با ارتش اصلی ساسانی تحت فرماندهی شاپور دوم که در حال نزدیک شدن بود، مبارزه کند. ژولیان در هنگام عقب‌نشینی به سرزمین روم توسط یک لشکر نیرومند ایرانی به فرماندهی سرداری از خاندان مهران که راه آنان را بسته بود مواجه شد. سپاهیان ایران که فیل جنگی به همراه داشتند در ژوئن ۳۶۳ م. طی نبرد سامرا رومیان را شکست دادند. ژولیان هم به نیزه یک «کونتوفورس» (سوار نیزه‌دار) جراحت شدیدی برداشت و در خیمه‌اش جان سپرد.

اثوتروپیوس که از شاهدان عینی این جنگ بوده، کشته شدن ژولیان به دست دشمن را تأیید کرده‌است. سپاهش نیز بعد از پذیرش عهدنامه صلح به روم بازگردانده شدند. جانشین او ژوویان (۳۶۳–۳۶۴) صلح تحقیرآمیزی را پذیرفت که به مدت سی سال بین طرفین منعقد گشت. به موجب این معاهده:

شاپور دوم 

  1. ایرانیان نصیبین و سنجار و ولایات ارمنستان کوچک (روم) را که مورد اختلاف بود پس گرفتند.
  2. ممالک قفقاز مثل ایبری (گرجستان) و آلبانیای قفقاز به موجب شرایط صلح از تصرف روم خارج شد و به قیمومت ایران درآمد.
  3. به علاوه امپراتور روم متعهد شد که از آرشاک دوم حمایت نکند و دیگر در ارمنستان دخالت نکنند و از دخالت بیشتر در امور ارمنستان منع شدند.

سورنا (با سورنای اشکانی اشتباه نشود) خواست‌ها و شروط ایرانیان را اعلام کرد و در حالی که درفش ایران در نصیبین برافراشته بود، پذیرفت که اهالی مسیحی آن شهر به قلمرو روم کوچ کنند. در نهایت ژوویان بین‌النهرین را ترک کرد و رومیان پیکار با ساسانیان را کنار گذاشتند، زیرا والنس، امپراتور روم ناچار درگیر نبرد با قبایل ژرمن بالکان شد.

بدین وسیله شاپور دوم توانست انتقام شکست جدش نرسی را از رومیان بگیرد.این موفقیت بزرگ در سنگ نگاره صخره‌ای نزدیک شهر بیشاپور در پارس نشان داده شده‌است، در زیر سم اسب، بدن دشمن، احتمالاً ژولیان، قرار دارد و سردار رومی که از او درخواست صلح می‌کند، امپراتور یوویان، می‌باشد.  بعد از این توافق، شاپور دوم، آرشاک دوم ارمنستان، متحد وفادار رومیان را به اسارت گرفت و او را در قلعه فراموشی (قلعه اندما در ارمنی یا قلعه Anyuš خوزستان) زندانی کرد. ظاهراً آرشاک پس از دیدار با

خواجه‌اش درستامت، خودکشی کرد. شاپور تلاش کرد زرتشتی را به ارمنستان مسیحی وارد کند. با این حال، ناخارار‌های ارمنی که به‌طور مخفیانه توسط رومی‌ها پشتیبانی می‌شدند با موفقیت در برابر او مقاومت کردند. شاپور دوم پاپ پسر آرشاک دوم را به ارمنستان فرستاد. جنگ با روم می‌رفت که دوباره شروع شود، اما والنس، پاپ را قربانی کرد و ترور او را در تارسوس، جایی که به آن پناهنده شده بود، ترتیب داد (۳۷۴).

در گرجستان، که آن زمان به عنوان ایبریای قفقاز شناخته می‌شد و تحت کنترل ساسانیان بود، شاپور دوم آسپاکورس دوم ایبریا را در گرجستان شرقی منصوب کرد؛ با این حال، در غرب گرجستان، والنس همچنین موفق شد پادشاه دست‌نشانده خود سائوروماکس دوم ایبریا را در گرجستان غربی، منصوب کند.

شاپور دوم تعداد زیادی از اسیران رومی را به قلمروهای خود هدایت کرده بود، که بیشتر آنها در ایلام مستقر شده بودند. در اینجا او شوش را -پس از کشتن ساکنان سرکش- بازسازی کرد.

برای تفضیل جنگ‌های شاپور دوم با رومیان منبع عمدهٔ تاریخ آمیانوس مارسلینوس است چون آمیانوس شخصاً در لشکرکشی‌های روم به آسیا در سال ۳۶۳ میلادی حاضر بوده‌است.

آمیانوس، مورخ رومی، با اینکه به‌طور طبیعی از این دشمن خطرناک دولت روم، متنفر بوده، در روایت خود نتوانسته‌است که از ذکر جلال و شکوه و دلیری شخص شاپور خودداری کند. «شاه قدی بلند داشت و از ملتزمین خود یک سر و گردن بلندتر بود. در لشکر شاپور انتظام کامل حکمفرما بود و معمولاً در موقع فتح شهرهای دشمن، بیهوده قتل‌عام نمی‌کرد.» از روایات وی بر می‌آید که شاپور دارای صفات جوانمردانه و مروت و انصاف بوده‌است. آمیانوس این رحم و انصاف را به مکر و حیلهٔ پادشاه نسبت داده‌است. از خلال گزارش‌های تاریخی چنین بر می‌آید که سربازانی از مردمان هون نیز در این نبردها به خدمت گرفته شده و حاضر بوده‌اند.

شخصیت شاپور

تردیدی نیست که وی یکی از بزرگ‌ترین پادشاهانی بود که بر سریر پادشاهی نشسته بود. به حدی که حتی شاهد معاندی همچون آمیانوس مارسلینوس نمی‌تواند از تحسین وی خودداری کند. جانشینان بلافصل او نتوانستند به این میزان عظمت و قابلیت دست یابند، حال دیگر به خصوص می‌بایست تیول‌داران بزرگ ساسانی باز به قدرت برسند

جانشین شاپور دوم

شاپور دوم در سال ۳۷۹ میلادی، پس از هفتاد سال حکومت بر ایران درگذشت.

شاپور سوم از ۳۸۳ تا سال ۳۸۸ میلادی، شاه ساسانی و پسر شاپور دوم بود. در زمان پادشاهی او اعیان قدرت را در اختیار داشتند و اردشیر در واقع دست نشاندهٔ همین نجبا بود و چون به رغم تمایلات تعصب آمیز و ضد مسیحی موبدان کوشید تا مگر با امپراتور روم روابط دوستانه برقرار کند ناخرسندی نجبا را برانگیخت و به تحریک آنها کشته شد. جانشینان شاپور دوم یعنی برادرش اردشیردوم و دو پسرش شاپور سوم و بهرام چهارم شاهزادگان ضعیف‌النفسی بودند و در زمان آنها اعیان دولت به آسانی

اقتداری را که در عهد شاپور از دست داده بودند، به چنگ آوردند. پادشاه نخستین یعنی اردشیر دوم را اعیان خلع کردند و آن دو نفر دیگر هم به مرگی ناگهانی وفات یافتند

ممنون که تا آخر خوندی موفق باشی 🙂

به بلاک ماهم سر بزنید

 

دیدگاه شما
استفاده از مطالب هزاره کالا برای مقاصد غیرتجاری با ذکر نام هزاره کالا و لینک به منبع بلامانع است. حقوق این سایت به شرکت هزاره سوم پیشگامان پردازشگر رایانه لاهیجان (فروشگاه آنلاین هزاره کالا(شرکت هزاره سوم)) تعلق دارد.
محصول با موفقیت به سبد خرید اضافه شد.