بازی Baldur’s Gate 3 یک بازی نقش آفرینی با داستان غنی است که برای بازی، به صورت گروهی (Party Based RPG) ساخته شده است؛ و در دنیای Dungeons and Dragons صورت میگیرد. در این دنیا هر اتفاق و هر تصمیم، عواقب خاص خود را به همراه دارد و مسیر بازی به تصمیمات و البته به میزان زیادی شانس شما بستگی دارد. بازی Baldur’s Gate 3 بزرگترین بازی ساخته شده توسط استودیو لاریان (Larian Studios) محسوب میشود. در واقع این بازی سومین بازی از سری Baldur’s Gate است. از موفقترین و معروفترین بازیهای این استودیو بدون شک میتوان به Divinity Original Sin 2 اشاره کرد. با بررسی بازی Baldur’s Gate 3 با هزاره سوم همراه باشید.
بازی Baldur’s Gate 3 از سبک بازیهای کارتی و رومیزی Dungeons and Dragons پیروی میکند و دارای یک دنیای گسترده، با اتفاقات و احتمالات بسیار زیاد است. استودیوی لاریان تمام نکات مثبت در بازی Divinity Original Sin 2 را حفظ کرد و با اضافه کردن عناصر جذابتر و نزدیکتر کردن این بازی به Dungeons and Dragons، عنوانی کمنظیر را در سبک خود ساخته.پس از ۶ سال توسعه و ۳ سال Early Access قاعدتا باید انتظار بالایی از این بازی داشته باشیم. شور و اشتیاق برای این بازی، قبل از انتشارش
خیلی بالا بود؛ ولی من سعی کردم که به این موارد توجهی نکنم و صرفا ببینم که آیا لاریان میتواند به وعدههایش عمل کند یا نه. چیزی که دیدیم به معنا واقعی کلمه نفس من را برید. بازی Baldur’s Gate 3 تنها یکی از بهترین بازیهای نقش آفرینی دوران ما نیست، این بازی به راحتی میتوانید تا ۱۵ سال آینده هم حرفی برای گفتن داشته باشد. صرفا میزان خلاقیتی که در آن خرج شده است میتواند چنان جذابیتی در بازی ایجاد کند که اصلا با نقش آفرینیهای دیگر قابل مقایسه نیست.
اگر فرض کنیم که شما صرفا وارد بازی نمیشوید تا فقط داستان آن را دنبال و به اتمام برسانید، باز هم میتوانید شاهد یک تجربه بینظیر باشید. البته اینکه بازی را به سرعت تمام کنید مشکل خاصی ندارد و حتی آن تجربه هم میتواند جالب باشد، ولی قسمت اصلی بازی درون ماجراها و صحبتهایی است که ممکن است لزوما اجباری نباشند. شما در این بازی یک فرد کاملا عادیید و مثل عناوین دیگر یک قهرمان بزرگ و نامدار نیستید. هر کاری که میکنید، هر قدمی که برمیدارید، هر انتخابی که میکنید و هر شخصی را که میکشید در داستان و پایان بازی موثر است و بازی نسبت به کارهای شما واکنش نشان میدهد.

گاهی اوقات شما پیامد کارهایتان را در همان لحظه میبینید و گاهی اوقات هم چندین ساعت بعد در داستان بازی یک اتفاقی میفتد که حتی انتظارش را هم نداشتید. مثلا در محلی به یک اورک توهین کردید و حالا باید بابتش مجازات شوید. شما درون یک کشتی، به عنوان یک زندانی، از خواب بیدار میشوید که توسط یک سری موجود به نام Mind Flayer کنترل میشود. این موجودات به روش خیلی جالب و ترسناکی تولید مثل میکنند. آنها یک سری موجود زنده دیگر را میدزدند و یک لارو را درون مغز آنها
جاساز میکنند. پس از گذشت کمی زمان، این لارو به یک انگل کامل تبدیل میشود و به طور کامل کنترل مغز آن موجود را به دست میگیرد. کمی بعد هم سر قربانی را از بین میبرد و به یک Mind Flayer تبدیل میشود.
این همه تنوع در Baldur’s Gate 3 خودش خوب است، کدام گیمری است که تنوع دوست نداشته باشد؛ ولی مسئله خالی شدن بازی است. بازیهای زیادی را میتوانید پیدا کنید که شاید تنوع شخصیتی خیلی زیادی داشته باشند، ولی در نهایت آنچنان تغییری در بازی شما ایجاد نمیکنند. من بازیهای قبلی استودیو لاریان را تجربه کرده بودم و انتظار داشتم که به کوچکترین جزئیات محصولشان هم اهمیت دهند. خیلی ساده بگویم واقعا ناامید نشدم. تمامی این ۱۱ نژادی که معرفی کردم به طور خیلی
گستردهای بازی شما را تغییر خواهند داد. شاید ابتدا بازی یکسان باشد، ولی پس از گذشت چند ساعت از گیمپلی، وضعیت یک بازیکن با شخصیت الف به شدت با وضعیت یک بازیکن دیگر در همان شرایط با شخصیت یک دورف فرق خواهد داشت.
یادتان است که گفتم تمامی شخصیتها و NPCهای بازی هم نسبت به شما واکنش نشان میدهند؟ یکی از این واکنشها مربوط به نژادی است که انتخاب میکنید. شاید اگر الف باشید و بخواهید با یک تاجر الف تجارت کنید، خیلی دوستانه با شما برخورد کند و حتی تخفیف هم بدهد، ولی اگر دورف باشید حتی جوابتان را هم ندهد. این توجه به جزئیات کوچک Baldur’s Gate 3 است که باعث میشود از آن خسته نشوید. وقتی که تجربههای شما هر دفعه قرار باشد که عوض شود، چرا دلتان نخواهد که چندین بار بازی را تمام کنید؛ به هر حال باید حداقل چند مورد از این ۱۷هزار پایان را تجربه کنید.
قسمت جذاب Baldur’s Gate 3 کلاسهای متفاوت آن هستند. هر کدام از این ۱۲ کلاس به چند دسته تقسیم میشوند و میتوانید هر بار که بازی میکنید، به دنبال یک شاخه دیگر بروید. هر کدام از این کلاسها روی یک موضوع خاص تمرکز دارند. برای مثال اگر Hunter باشید بیشتر بر روی مبارزه با کمان تمرکز خواهید داشت؛ ولی اگر Monk باشید، تمرکز اصلی شما مبارزه به صورت رو در رو و یکجورایی مشابه کنگ فو است. این دو مثالی که من الان زدم تنها دو مورد از بیش از ۱۰ مورد از سبکهای مختلف مبارزه
با این دو کلاس بود. بله درست است، هر کلاس تنها محدود به یک سبک مبارزه نیست و میتوانید به هر نحوی که خلاقیتتان اجازه میدهد تجربه خود را شخصیسازی کنید.
در بررسی بازی بالدرز گیت ۳ شاید بتوانم بگویم که این مورد از بازی را بیشتر از همه دوست داشتم. در همان ۴ ساعت ابتدایی بازی، من فکر کنم بازی را ۵ بار از اول شروع کردم و ترکیبها مختلفی را امتحان کردم. شما تنها ۴ شخصیت را میتوانید به صورت همزمان کنترل کنید و من تا به اینجا کار شاید تنها ۱۰ درصد از پتانسیل گیمپلی بازی را تجربه کردم. راستش را بخواهید باید بگویم که اگر ۱۰ درصد آن این است، مابقی آن را تنها با کلمه خارقالعاده میتوان توصیف کرد.
جدا از کلاسها و سیستم مبارزه، بازی شامل تعداد زیادی پازل و معما هم هست. از آنجایی که شما راهنمایی خاصی در بازی ندارید باید به هوش و ذکاوت خود، یا شخصیتتان در بازی اتکا کنید. حل کردن معماهای بازی برای من کمی خسته کننده بود، ولی وقتی که بالاخره میفهمیدم که چطوری یک تله را از کار بیندازم یا وارد یک در قفل شده شوم، حس خوشحالیام وصف نشدنی بود. متاسفانه یکی دیگر از دلایلی که این بازی با توجه به استانداردهای امروزی ممکن است که شما را خسته کند این است که
سرعت پیشرفت در آن خیلی کند است. در عناوین اخیر ما به سرعت ماموریتها را پشت سر میگذاشتیم و پول جمع میکردیم و وسایل قویتری میخریدیم. درست است که چنین چیزی در مورد Baldur’s Gate هم درست است، ولی خب با سرعت خیلی کمتری این اتفاقات میفتد.
لولآپ شدن و ارتقا وسایل در Baldur’s Gate 3 به سادگی عناوین دیگر ARPG نیست و شما نمیتوانید در همان چند ساعت اولیه از تکنیکهای اسپید ران استفاده کنید. صبر و تحمل در آن خیلی مهم است و باید تک تک قدمهایی که در بازی برمیدارید را به خوبی بررسی کنید، قبل از صحبت با هر شخصی به خوبی فکر کنید و اگر میخواهید اقدامی انجام دهید به پیامدهایش خیلی عمیق فکر کنید. تعداد زیادی از گیمرها از بازیهای جهان باز لذت نمیبرند، چون سرعت پیشرفت در آنها بسیار کم است و بازی
نیازمند سفرهای خیلی زیادی از یک نقطه به نقطه دیگر است. اگر شما هم چنین تفکری داردی اصلا به سراغ Baldur’s Gate 3 نروید، چون سرعت پیشرفت در آن کمتر است و تازه در کنار آن باید مقدار خیلی زیای زمان را صرف حل کردن معماهایش کنید.
در کل گیمپلی Baldur’s Gate 3 خیلی هیجانانگیز نیست، ولی خلاقیتهایی که در آن میتوانید به خرج دهید باعث میشود که ارزشش را داشته باشد. من خیلی دوست داشتم که قبل از هر مبارزه باید فکر میکردم که بهترین استراتژی مبارزه دقیقا چیست و از چه زاویهای و با چه تجهیزاتی اگر وارد مبارزه شوم، شانس بیشتری دارم. اگر شما از آن دسته از افرادی هستید که با سرعت و به صورت مستقیم وارد یک مبارزه میشوید و همه چیز را با زور میخواهید حل کنید، اصلا سمت این بازی هم نروید چون به سرعت ناامید خواهید شد.

بازی Baldur’s Gate 3 شاید یکی از بهترینهای تاریخ صنعت گیمینگ باشد. در کل هر گیمری باید حداقل این بازی را یک بار تجربه کند؛ فارق از اینکه چه سبک موردعلاقهای دارد. زحمتی که استودیو لاریان برای این بازی کشیده به وضوح مشخص است و این بازی یکی از عناوینی است که به این زودیها فراموش نخواهد شد.
