هزاره سوم
هزاره کالا
هدر مجله

Horizon Forbidden West

Horizon Forbidden West

 

 Horizon Forbidden West عنوان جدید شرکت بازی سازی گوریلا گیمز امروز در این وبلاگ قراره درموردش صحبت کنیم با هزاره سوم همراه باشید

ساخت یک بازی جهان باز ساختن دیگر آنقدرها هم راحت نیست، اگر در زمان گذشته فقط با گشت و گذار در یک محیط فیزیکی و گرفتن ماموریت و انجام دادن آن برچسب «جهان باز» بودن به بازی زده می‌شد، حالا عناصر بسیار بیشتری در این سبک بازی‌ها باید به کار گرفته شود تا این برچسب سزاوار این نوع بازی‌ها شود. توقع گیمرها پس از عناوین درخشانی چون قسمت پنجم GTA و قسمت دوم Red Dead Redemption از این دنیاهای خیالی بسیار بالا رفته و هرکس که دست روی ساخت چنین عناوینی می‌گذارد، رسما با دم شیر بازی کرده است.

بازی Horizon Forbidden West در ادامه نسخه اول خود عرضه شده، نسخه‌ای که در زمان عرضه توانست این جاه طلبی را به نحو جالب توجهی انجام دهد و دنیایی را پی‌ریزی کند که پتانسیل‌های زیادی برای توسعه دادن داشته باشد. در واقع می‌توان ادعا کرد Horizon Forbidden West بسیار بسیار بهتر از نسخه قبلی خود ظاهر شده و فرزندی شیر پاک خورده است که پدرش و اشتباهات زندگی او را فرا گرفته و حالا پا به دنیا گذاشته است. اعضای تیم گوریلا گیمز که با سری Killzone خود در بازی‌های FPS

خوش درخشیدند و توانستند میان فرنچایزهای غول این سبک بازی‌ها برای خودشان سر و صدا کنند؛ حالا با هورایزن خود رسما تنه به تنه عناوین شاهکار راک استار و سری ویچر و دیگر بازی‌های جهان باز قدر دنیا می‌زنند.

چالشی که گوریلا گیمز برای خودش ایجاد می‌کند باعث می‌شود که با دقت و نکته‌بینی خاصی وارد میدان شود. عنوان Horizon Forbidden West یک جهان پهناور با انبوهی از این نکات را به ارمغان می‌آورد که در زیر پوست تمام این وسعت شگفت انگیز، یک داستان جادویی قرار دارد و پیچ و مهره‌ها را به زیبایی سفت می‌کند. نمی‌دانم چقدر اهل شنیدن یک داستان خوب در بازی هستید، چقدر به داستان اهمیت می‌دهید و نوع روایت قصه سرایی برایتان چقدر مهم است، اما به جرات می‌توان ادعا کرد که بازی Horizon Forbidden West رمان حجیم علمی تخیلی است که از قضا تبدیل به یک ویدیو گیم شده است.

پیش از تجربه بازی باید بگویم که اگر نسخه قبل را تجربه نکردید، کمی تا قسمتی با مشکل مواجه خواهید شد. وابستگی بیش از حد داستان بازی به نسخه قبل به خودی خود یک ایراد نیست اما در هر حال برای کسانی که در آن زمان فرصت انجام بازی را برای خود فراهم نکردند، چالش آفرین است. با اینکه کات سین ابتدایی بازی و دیالوگ‌های رد و بدل شده در مراحل اولیه بازی سعی دارند که این فقدان را جبران کنند اما واقعیت اینجاست که این نمایش‌ها تنها به درد کسی می‌خورد که بازی را تجربه کرده و حالا با گرفتن این نکات کلیدی، مرور خاطرات می‌کند.

مدت زمان بازی

داستان اصلی: ۳۰ تا ۳۵ ساعت
ماموریت‌های فرعی: ۵۰ ساعت

داستان بازی به طور فشرده درباره کره زمین خودمان است اما در آینده و آنهم یک آینده دور، یعنی سال ۳۰۲۰ میلادی! جهان در این آینده به شدت دور تلفیقی از مدرنیته و سنت به خود گرفته و با اینکه به عنوان مثال ربات‌هایی غول پیکر در سراسر دشت‌ها و کوه‌ها قرار دارند اما انسان‌ها بسان قرون وسطی زندگی می‌کنند؛ البته اکثرشان. دلیل این سبک زندگی به گذشته‌های دور در داستان بازی برمی‌گردد، زمانی که ربات‌های جنگی یک کمپانی از کنترل خارج شدند و به نوعی علیه بشریت قیام کردند و راهی

برای جلوگیری‌شان نبود به جز نابودی کره زمین و از نوع ساختن آن. ماموریتی که البته بخاطر مغز متفکر (هوش مصنوعی!) این ارتش روبات‌ها با اختلال مواجه شد و تقریبا هزار سال بعد یک کلون از دانشمند بزرگی که این ماموریت را تدوین کرده با اسم Aloy ادامه

پیدا کرد. Aloy وظیفه دارد این ماموریت شکست خورده را به سرانجام برساند و حالا در قسمت دوم باید «گایا» یا همان روح زمین را که طراحی شده تا این کره خاکی را «ٰریبوت» کند و از نو بسازد را پیدا و احیا کند. الوی در این راه با دوستانش همراه است

و باید بدانید او کسی است که با وسیله‌ای فناورمحور به نام Focus که از بشریت پیش از نابودی زمین به جای مانده می‌تواند دنیا را دقیق‌تر از دیگران ببیند.

Horizon Forbidden West

در کل باید گفت حتما سعی کنید در بازی وارد دیالوگ با شخصیت‌های مختلف بشوید تا هم سرنخ‌های فراموش شده‌ای از بازی قبلی را پیدا کنید و هم بیشتر و بیشتر وارد جزییات داستان جدیدی که دستپخت تازه گوریلا گیمز است بشوید. این گفتگو‌ها گاه بسیار طولانی خواهد شد اما پر از اطلاعات ناب و دست اولی هستند که می‌توانید از آنها گذر کنید و یا با خوانش آنها، درک بهتری از جهان بازی داشته باشید. سیستم گفتگو با دیگر کاراکترها پیچیده نیست اما گاهی تاثیر خاصی در روابط شما با دیگر

شخصیت‌ها می‌گذارد که می‌توانند به طور جزیی در بازی تاثیرگذار باشند اما در کل باید بدانید بازی تنها یک پایان دارد و قرار نیست این انتخاب‌ها در پایان بندی بازی تاثیر بگذارند.

این ده دوازده خطی که در سطور بالاتر نوشته شد نسخه بسیار فشرده‌ای از داستان عظیم بازی است تا بتوانید با حال و هوای آن آشنا شوید. داستان بازی در قسمت دوم پیچش‌های بسیار زیبایی پیدا می‌کند و کاراکترهای جدید و قدیمی که پیش رویتان قرار می‌گیرند کاری می‌کنند که داستان دوچندان جذاب شود. ماجرای این کره خاکی و نیاکان بشریت کنونی (که به نوعی بشریت حال حاضر در دنیای واقعی است!) به قدری پیچیده و جذاب است که خوراک یک سریال جذاب تلویزیونی چند فصلی است.

البته نقدی که به داستان بازی می‌توان وارد کرد اینست که هرچه توانسته یک شخصیت اصلی قهرمان و با جزییات کامل بیافریند، کماکان در ساخت یک آنتاگونیست (شخصیت منفی) قدرتمند بازمانده و با اینکه کاراکترهای زیادی در این زمره وارد میدان می‌شوند اما کماکان هیچ یک آن ابهتی که باید داشته باشند را ندارند. در واقع الوی ستاره بازی است و شخصیت‌های فرعی و منفی دورچین این ستاره هستند و هیچ کدام درخشش خودشان را ندارند. الوی حالا یکی از مشهورترین و بهترین کاراکترهای مونث قهرمان تاریخ بازی‌های ویدیویی به شمار می‌رود و رسیدن به این رتبه تنها با دو بازی کاری کارستان بوده که از تیم سازنده برآمده است.

نکته جالب توجه در بازی Horizon Forbidden West اینجاست که فقط داستان اصلی آن نیست که شگفت انگیز است بلکه هر قصه‌ای، هر خرده روایتی که در دنیای بازی می‌بینید می‌تواند شما را به خود جذب کند. صحبت درباره ماموریت‌های فرعی است که حالا در این دور و زمانه عضو جداناپذیر بازی‌های جهان باز است و این مراحل در Horizon Forbidden West آنچنان با دقت طراحی شده‌اند که ممکن است ساعت‌ها مشغول انجام دادن آنها باشید بدون اینکه ذره‌ای به ماموریت اصلی خود فکر کنید. خرده روایت‌ها

در خدمت داستان اصلی و شناختن جهان خیالی بازی هستند و برخلاف نوشته‌ها و دیگر سندهایی که در برخی بازی‌ها (از جمله خود همین بازی که گاهی از این ترفند هم استفاده می‌کند) وجود دارد تا بتوان بیشتر به جزییات داستانی پی برد، لحنی جذاب دارند و واقعا می‌توانند مخاطب را درگیر خود کنند.

شما در جای جای بازی می‌توانید وارد یک ماموریت فرعی شوید؛ ممکن است با یک شخص صحبت کنید و یا شاهد یک اتفاق باشید و یا اصلا یک شی یا ردپا را روی زمین ببینید. همه این‌ عوامل می‌توانند آغازگر یک ماموریت فرعی جذاب باشند و گیمر را در یک مسیر تازه بیندازند. پویایی محیط بازی و دیالوگ‌های پرمغز و جذابی که در دل این ماموریت‌ها نهفته کاری کرده که امثال من، یعنی افرادی که زیاد به این ماموریت‌های فرعی اهمیت نمی‌دهند، به آنها جذب شوند. ذکر این نکته الزامیست انجام دادن این

ماموریت‌ها تقریبا غیرضروری است و اجباری برای تجربه آنها نیست اما بعید است که بتوانید آنها را کاملا نادیده بگیرید و بیخیالشان شوید و همین موضوع قدرت جادوی گوریلا گیمز را نشان می‌دهد. آنها بدون اجبار و تنها با یک کارت دعوت زیبا با طراحی بی‌نظیر، از شما می‌خواهند که وارد چنین ماموریت‌هایی شوید و یحتمل این دعوت را با آغوش باز می‌پذیرید.

جهان بازی زنده است و روحی که در هر منطقه از بازی دمیده شده این دنیای پساآخرالزمانی نادر را باورپذیرتر می‌کند. در جهان Horizon Forbidden West فرقه‌ها و طایفه‌های مختلفی حضور دارند، هرکدام باور و عقاید خود را دارند و زمانی که با آنها وارد دیالوگ می‌شوید مسحور صحبت‌هایشان می‌شوید. شما وارد هر روستایی که می‌شوید بافت آن روستا را کاملا حس می‌کنید، از بافت فرهنگی آن گرفته (مانند پوشش مردم و معماری خانه‌ها و…) تا بافت سیاسی و اجتماعی آن! خلق چنین جهانی با این جزییات متنوع از آن ماموریت‌های سخت تیم سازنده بوده که سربلند از آن بیرون آمده است.

Horizon Forbidden West

نمایش این جزییات دقیق قطعا به یک گرافیک فنی قدرتمند نیاز است. در واقع بازی باید بتواند چشم و گوش گیمر را مدهوش خود کند تا این دنیای پرجزییات بهتر ظاهر شود و این کار در Horizon Forbidden West تا حد زیادی انجام شده است. صداپیشگی بازی که هیچ جای ایراد گرفتن ندارد و موسیقی بازی نیز در لحظه ظاهر می‌شود، گاه حماسی است و گاه آرام و کاملا می‌داند باید چطور با گیمر رفتار کند. قطعات موسیقایی بازی شنیدنی هستند و از همان تیتراژ ابتدایی بازی و شنیدن ترانه زیبای بازی تا صدای نت رودخانه‌ای در یک نقطه جغرافیایی از بازی، همه و همه نشان از کاردرستی بخش صدا و موسیقی بازی دارد.

گرافیک بازی پیشرفت محسوسی نسبت به نسخه قبلی خود داشته و احتمالا در برخی از مراحل بازی، توقفی برای تماشای عظمت آن خواهید داشت. کافیست به نوک قلعه یک کوه بروید و پایین را نگاه کنید، در هر منطقه‌ای که باشید (برفی و جنگلی و یا حتی بیابانی) با یک تابلوی نقاشی زیبا روبرو خواهید شد. گرافیک هنری بازی بی‌نظیر است و بازی در بخش جزییات نیز تا حد زیادی دست پر ظاهر می‌شود. طراحی کاراکترها و انیمیشن‌ حرکات بدن و صورت آنها محشر است و خود الوی به عنوان شخصیت

اصلی گل سرسبد این بخش از طراحی‌ها است. چشمان او با گیمر حرف می‌زنند و گاهی لازم نیست دیالوگی ادا کند تا حرفش را بفهمیم، این موضوع تقریبا برای دیگر شخصیت‌ها از فرعی‌ترین گرفته تا دوستان نزدیک الوی صدق می‌کند.

طراحی دنیای بازی به شدت زیباست، ما با نقاطی از جهان کنونی‌مان در بازی روبرو می‌شویم که حالا هزاران سال آینده‌اش جلوی چشمانمان است. پاریس یا توکیویی را می‌بینیم که کیلومترها زیر آب هستند و ایفلی که ازش چیز زیادی باقی نمانده. این طراحی هوشمندانه کاری می‌کند که دنیای خیالی بازی با وجود بیش از حد تخیلی بودن، برایمان قابل هضم باشد و به آن واقعا به چشم دنیای آینده خود نگاه کنیم.

طراحی روبات‌های ریز و درشت در بازی دیگر برگ برنده بخش طراحان فنی بازی است، بسیاری از روبات‌های بازی گذشته در اینجا نیز حضور دارند و شاهد چند روبات جدید هم هستیم که شاید تعدادشان به نسبت کم باشد اما بسیار منحصر به فرد هستند. روبات‌های پرنده‌ای در بازی حضور دارند که در نسخه قبلی آنها را نمی‌دیدیم و آن روبات گردن دراز لعنتی (tall necks) که صعود کردن از آن آدم را یاد شاهکار سونی یعنی Shadow Of Colossus می‌اندازد. این قبیل شباهت‌ها در بازی کم نیست و اساسا می‌توان اینطور گفت که گیم پلی بازی وام گرفته از بسیاری عناوین درخشان تاریخ بازی‌های ویدیویی به ویژه عناوین انحصاری سونی است.

در بسیاری از مواقع بازی یادآور آنچارتد می‌شود و در مراحلی که یک یار در کنار شما است و بازی را پیش می‌برید، ناخودآگاه در برخی جاها یاد Last Of Us می‌افتید. غارنوردی‌ها و دنیای زیرزمینی بازی که تعدادشان کم نیست آدمی را به جهان توم ریدر پرتاب می‌کند و مبارزه با برخی روبات‌های غول پیکر نیز تداعی کننده خدای جنگ است. اینکه بخواهید به صورت مخفی کاری پیش بروید و دشمنان را نابود کنید یادآور جهان آدمکش‌های حشاشین است و اگر هم بخواهید دست به یقه شوید و رو در رو بجنگید بازی

مثل بسیاری از عناوین اکشن روز می‌شود. از این شباهت‌ها در بازی به کرات دیده می‌شود اما معجونی که گوریلا گیمز برای ما فراهم کرده در واقع یک کوکتل میکس با طعمی بهشتی از همه این بازی‌ها است. گیم پلی بازی تقلیدی از بسیاری بازی‌ها است اما روح خلاقیت خودش را دارد و جهان منحصر به فرد بازی (دنیای روبات‌ها و انسان‌های نخستین مانند در کنار هم) کاری کرده که این کپی کاری‌ها کمتر هم به چشم بیاید.

در بخش مبارزات اسلحه‌های مختلفی در اختیارتان قرار می‌گیرد که می‌توانید سبک مبارزه‌ای خود را با آنها انتخاب کنید. می‌توانید یک کماندار ماهر باشید و یا یک شمشیرزن قهار و در این بین از آیتم‌های جانبی مثل بمب و نارنجک دودزا و… نیز استفاده کنید. سوییچ کردن بین اسلحه‌ها کار سختی نیست و یاد گرفتن حرکات جدید نیز به لطف طراحی خوب «درخت مهارت‌ها» در بازی نیز کار دشواری نیست. در واقع Horizon Forbidden West به آن سرراستی خدای جنگ در بخش آپگرید کردن اسلحه‌ها و حرکات

نیست اما به پیچیدگی بازی‌های نقش آفرینی مانند ویچر هم رفتار نمی‌کند. بازی یک خط معتدل را پیش گرفته تا بتواند هم طرفداران نقش آفرینی‌های غربی را جذب کند و هم گیمرهایی که طعم اکشن بیشتر به مذاقشان می‌چسبد. بالانسی که بازی در گیم‌پلی خود نهادینه کرده در نهایت به این منجر شده که بازی برای همگان با هر مهارتی، حرف‌هایی برای گفتن داشته باشد.

Horizon Forbidden West

هوش مصنوعی دشمنان در بازی و مبارزه در بخش باس فایت‌ها بسته به درجه سختی که انتخاب کردید می‌تواند بسیار آسان یا بسیار سخت باشد. این حق انتخاب گذاشتن برای گیمر موضوع ستودنی است که گوریلا گیمز برخلاف برخی کمپانی‌ها هنوز به آن پایبند است و فراموشش نکرده است. شما می‌توانید با انتخاب حالت آسان بازی از داستان جذاب بهره مند شوید و با انتخاب حالت خیلی سخت هم خودتان را محک بزنید و وارد جنونی سخت شوید! انتخاب با شماست و خوشبختانه بازی در هر درجه سختی

که باشد، ویژگی‌های مثبت بی‌شماری دارد تا بتوانید با آن سرگرم شوید. قدرت انتخاب میزان چالش بازی تا جایی پیش می‌رود که سازندگان به شما این اجازه را می‌دهند که بخواهید یک جستجوگر باشید یا اینکه راهنمای بازی شما را در جهان پهناور آن سرراست‌تر هدایت کند. این احترام به سلایق همه گیمرها از نکات آموزنده‌ای است که گوریلا گیمز برای سایر استودیوها در آخرین اثر خود گنجانده است.

اما آیا Horizon Forbidden West هیچ ایرادی ندارد؟ البته که دارد و برخی از آنها بدجور توی ذوق می‌زند. فیزیک بازی بسیار قدیمی است و تخریب پذیری بازی عملا با عناوین کنسول‌ پلی استیشن ۲ فرقی ندارد! کاراکتر بازی زمانی که از بین گیاهان رد می‌شود رسما از وسط این تکسچرها گذر می‌کند و شمشیرتان به هرچی که بکوبد، آن شی سر و مر گنده سرجایش است. در زمان بازی پرنس آو پرشیا ۱، زمانی که پرنس وارد آب می‌شد و سپس از آن خارج می‌شد، لباس‌هایش خیس بود و راه رفتنش متفاوت اما الوی زمانی که از قعر اقیانوس به بالا می‌آید، انگار ساعت‌هاست زیر آفتاب حمام گرفته است.

مشکلات ریز فنی گرافیکی نیز گاه و بیگاه گریبانگیر گیمر می‌شود و ناگهان عظمت باشکوه بازی را در چند ثانیه با خاک یکسان می‌کنند! پدیدار شدن اشیا و ناپدید شدن آنها به طور ناگهانی در طول بازی و همچنین دیر لود شدن بعضی از تکسچرها در مناطق از جمله این مشکلات است که البته احتمالا در آپدیت‌های بعدی بخش زیادی از آنها حل و فصل خواهد شد.

آسمان، زمین خاکی، زیر زمین و دریاها و اعماق این آب‌ها به علاوه کلی نقاط جغرافیایی دیگر در Horizon Forbidden West در اختیار شما است. گونه‌های جانوری پراکنده‌ و گونه‌های رباتی جانوری پراکنده‌تر! و هم‌نوعانی که در گروه‌ها و طوایف مختلف در جهان بازی حضور دارند. دوستان گذشته و شخصیت‌های جدیدی که سر راهتان سبز شدند و از همه مهمتر خود قهرمان داستان یعنی Aloy که شخصیت پردازی خوبی دارد و یک قهرمان با ویژگی‌های بسیار مثبت است که همراه بودن با آن لذت بخش است. این‌ها را

بگذارید در کنار داستان قدرتمند و گرافیک بی‌نظیر بازی که نقص‌های بسیار کمی دارد و یک گیم‌پلی میکس شده از بهترین بازی‌های دوران. این پکیج، پکیجی نیست که کسی بخواهد آن را از دست بدهد و شما هم نباید فرصت تجربه آن را از خودتان بگیرید.

لینک وبلاگ ما

ممنون از ویکی 

دیدگاه شما
استفاده از مطالب هزاره کالا برای مقاصد غیرتجاری با ذکر نام هزاره کالا و لینک به منبع بلامانع است. حقوق این سایت به شرکت هزاره سوم پیشگامان پردازشگر رایانه لاهیجان (فروشگاه آنلاین هزاره کالا(شرکت هزاره سوم)) تعلق دارد.
محصول با موفقیت به سبد خرید اضافه شد.